گذري بر معماري دروه صفويه ( قسمت اول )
شيوة اصفهانى را با جلوههاي خاص آن در بارورترين مقطع دوران صفوي (عصر شاه عباس اول) مىتوان با اين عناصر بازشناخت:
1. شهرسازي،
2. ساخت و سازه،
3. آمودها (تزيينات يا الحاقات غيرسازهاي)
شهرسازي:
در اصفهان دورة صفوي براساس سنت ديرينة شهرسازي ايران و با بهرهگيري از تجارب كشورهاي اروپايى، مجموعهاي از كاخها، كوشكها، بازارها، مسجدهاي بزرگ، مدرسهها، كاروانسراها و باراندازها در پيرامون ميدان وسيع مركزي (ميدان چوگان) و در كنار خيابان چهار باغ، و نيز پلهايى استوار بر زاينده رود طبق طرح و نقشة سنجيدهاي ايجاد شد. اين نوسازي و نوآوري گسترده در دورهاي كوتاه در ساية امنيت اجتماعى و قدرت دولت متمركز و امكانات وسيع مالى خزانة ملى و آمادگى فنى - هنري استادكاران برجستة ايرانى امكانپذير بود. پوپ تصريح مىكند كه در اين دوره نقشهكشى و طراحى حائز اهميت بوده.
« پوپ » تصریح می کند که در این دوران نقشه و طرح با رعايت تركيب و تناسب خلق مىشده است .
« ارنست كونل » اصفهان را به عنوان پايتختى مدرن مىشناسد و مىافزايد كه اين شهر بايد از نظر شهرسازي و آزمايش آگاهانهاي كه در اين زمينه صورت گرفته است، موردتوجه خاص قرار گيرد .
« انگلبرت كمپفر » در توصيف اصفهان عصرشاه سلطان حسين آن را از نظر وسعت بزرگترين شهر آسيا در اين سوي رود گنگ مىشمارد و خيابانهاي پهن و مستقيم و درختكاريها و جويهاي آب روان آنرا مىستايد .
« پیترو دلاواله » ايتاليايى ميدان نقش جهان و بناهاي اطراف آن را با مشهورترين ميدان شهر رم - ( ناوونا )- مقايسه مىكند و به دليلهاي گوناگون آنرا برتر مىيابد.
پديدة شكوهمند شهرسازي و مجموعه بناهاي فاخر اصفهان، گذشته از روحية آبادگر و استعداد و ذوق هنري شخص شاه عباس زاييده دوره تاريخى و تحولات جهانى بود. برخى عامل ارتباطات پديد آمده بين ايران و ديگر كشورهاي اروپايى و آسيايى را نيز در آن مؤثر مىدانند ]، اما آنچه انكارناپذير مىنمايد، اين است كه اين شكوفايى به سبب نداشتن پايههاي فرهنگى استوار، با مرگ شاه عباس رو به انحطاط نهاد . عظمت شهر های کشور های قدرتمند اروپایی که با ایران رابطه دیپلماسی برقرار کرده بودند و به خصوص جاذبه های مجموعه آثار وابسته به دربار عثمانی به عنوان رقیب امپراطوری صفوی و نیز رهایی از حکومت قبیله ای دوره تیموری و تشکیل امپراطوری متمرکز و نیز بروز نهضت ایرانخواهی و عظمت گرایی در طراحی شهری اصفهان بوده است.مورخان و محققان در بحث پیرامون علل فوق نظری گذرا داشته اند و تاثیرات فرهنگی و هنری کشور های مرتبط با ایران را به گونه ای سطحی نگریسته اند مثلاً « ارنست کونل می نویسد : این سلسله صفوی به یاد ایده الهای ملی توده مردم می افتد و ایران را یکبار دیگر برای آخرین بار به اوج اعتلای فرهنگ رهنمون می شود » و اشاره ای کوتاه به روابط ایران با چین و سایر کشور های اروپایی می کند .
جان مایه های سنتی به ظاهر تحول یافته در مجموعه آثار کلاسیک که جلوه گاه شیوه معماری اصفهانی بود در عین نمایش غرور ملی و چیره دستی طراحان و معماران روی به انحطاط داشت. پوپ می نویسد : « گرچه معماری صفوی بدعتی را نشان نمی دهد و درخشانترین عصر معماری ایرانی نبوده ، ولی عصر اعتلا و آخرین نمایش معماری اسلامی ایران است.برچیدن بازمانده بساط اندیشه عرفانی ، انزوای متفکران علمی و دینی ، انحطاط نگار گری و رکود ادبیات فخیم ، نشانه های بارز از انحطاط در پی ساخت و ساز های پرجلوه در برداشت ، گویی همه استعداد ها به کار گرفته شد و شیوه ها به کار بشته شد تا در پس عناصر حیرت انگیز ، شروع انحطاط قطعی ایران و متعلقاتش به نمایش گذارده شود.در آثار محققان این دوره چنین بررسی صورت می گیرد و تنها فروپاشی و انحطاط در شقوق مختلف هنری مورد تایید قرار می گیرد.

شاردن در جمله ای کوتاه می گوید: « با مرگ شاه عباس اول ایران از زنده بودن باز ماند »و همچنین ارنست کونل می نویسد : « هنوز پیش از ان که سلسله صفوی سقوط کند ، در تمام شئون هنری گرایش به سوی انهدام آغاز گشته بود.هر اثر از مجموعه آثار کلاسیک دوره شکوفایی بر دیگر آثار به لحاظ فرم و ابعاد و گزینس مکان و عملکرد موثر بود و کل مجموعه در شکل بندی شهر تاثیر گذاشته بود و طرح نو ریخته شهر سازی در اندازه ها و جایگزینی ها و مراتب شکوهمندی هر اثر تاثیر عمده داشت. توازن و تقارن مجموعه و تناسب طلایی آن ها با مجموعه بنما های دوره عباسی در همین انسجام فکر و کاربست دقیق فن و هنر مبتنی بر بینشی نو پدید نهفته باشد. انگلبرت کمپفر در سفر نامه اش می آورد که همسانی و یکنواختی عمارت دوره میدان با چند بنای مجلل به بهرین وجه تنوع مجموعه را پدید می آورد. و در بیان طرح نو ریخته شهر سازی « رضا اصفهانی » مورخ دوره ناصرص می نویسد که شاه عباس بنای شهر تازه را با توجه به موقعیت قرار گیری در کنار زاینده رود ، یک دستی فضا و طبیت بکر آن طراحی کرد.

ادامه دارد